تنها چیزی که باید برای موفقیت در راه اندازی کار جدید بهش توجه کنید!

در ابتدای این مقاله میخوام براتون یک مثال بزنم که موضوع رو بهتر درک کنید. من یک دوست دارم که همه ی فکرش این شده بود که پیتزا فروشی باز کنه. هدف اصلیش این بود که پیتزا درست کنه و مردم بیان اونجا خوش بگذرونن و از بودن با هم لذت ببرن، به همین خاطر بود که اون تصور میکرد که این کار میتونه یه شغل خوب براش باشه. خیلی زود دوستم شروع کرد به انجام مراحل و کاراهایی که لازم بود برای باز کردن پیتزا فروشی. مسائلی مثل مکان، مالیات، منطقه، کارکنان، برنامه ی کاری و… وجود داشت که باید بهشون فکر میکرد. از این رو، اون شروع کرد به جستجو کردن و حرف زدن با افراد، با این که همه ی اونها وقت زیادی رو میگرفت، دوستم تونست مکان درست، کارکنان، معافیت مالیاتی، برنامه ی کاری، و چیزهای بیشتری رو حل کنه. اون دیگه حس میکرد که برای باز کردن پیتزا فروشی آمادست. اما چیزی که در نهایت موقع شروع کردن کار دوستم رو اذیت کرد و مشکل ساز شد کیفیت واقعی پیتزاها بود.
در واقع این برای ۹۰% از ما اتفاق افتاده. ما گرفتار چیزهای دیگه ای که اطرافمون هست میشیم و هدف اصلی رو به راحتی فراموش میکنیم که درواقع هسته و معنی دهنده ی اصلیِ کارمون هستن.

مرکزیت هدف رو پیدا کنین

“مرکزیت” هسته ی اصلی هر چیزیست. برای مثال، در شرایط زلزله، مرکزش جاییه که جریان زلزله از اونجا شروع میشه. در شروع یک کسب و کار، “مرکزیت” هدف اصلیِ شماست. اشتیاق و علاقه ی شما در اون کار چیست؟ چرا شما روی این ایده، یا تدبیر، یا پروژه ی جدید سرمایه گذاری میکنین؟
این ایده از کتاب “rework” که توسط Jason Fried نوشته شده گرفته شده است. این کتاب مطالبی درمورد جستجو کردن برنامه های کسب و کاری و توصیه هایی در مورد راه های مختلف برای پیدا کردن هدف اصلی داره که در اختیار مخاطبش قرار میده.
در مثال بالا، مرکزیتِ کارِ دوستم، کیفیتِ پیتزاهایی که باید درست می کرد بود. اگه دوستم روی این جهت از کارش بیشتر تمرکز میکرد و استعدادش رو توی کارهای دیگه ای که نیاز بود انجام بده بکار میبرد، اون ممکن بود که همچنان علاقه مند به کارش بمونه و عملکرد بالا و موثری داشته باشه.

برای موفقیت ، روی مرکزیتِ هدفتون تمرکز کنین

وقتی که هدف اصلی تون رو پیدا کردین، باید از خودتون بپرسید چرا می خواید این کار رو انجام بدید، چرا یک کار دیگه نه؟ چرا اومدید سراغ این کار؟ این جوابی که می دید بهتون این اجازه رو میده که تولید بیشتری داشته باشین و کارهای با کیفیت تری رو انجام بدین.

الویت رو تعیین کنید

اگه شما هدف اصلی تون رو مشخص کنید و اون رو به عنوان پایه و اساس کارتون قرار بدید، خیلی راحت می تونید تشخیص بدید الویت ها چی هستن، کار رو باید از کجا شروع کنید. ک چی رو اول انجام بدید، چی رو به آینده موکول کنید. چی رو حذف کنید و انجام ندید. وقتی هدف اصلیتون مشخص باشه می تونید بفهمید چه کارهایی اضافی هستن و دور از اولویت شما پس باید اون ها رو به بیرون واگذار کنید که براتون انجام بدن.

روی انرژیتون تمرکز کنین

وقتی می خواید یک کار رو شروع کنید همیشه خیلی کارها و جریانات مرتبط هستن که در کنار هدف اصلی باید انجام بشن. مثلا در همون مورد پیتزا فروشی درسته که الویت کیفیت پیتزاهاست ولی در کنار اون پیدا کردن مکان مناسب، نیروی کار، برنامه ریزی و … هم هستند. پس اگه شما انرژیتون رو دقیقا روی کاریی که می خواید انجام بدید متمرکز کنید، خیلی راحت تر می تونید به بقیه کارها هم نظم بدید و براشون برنامه ریزی کنید.

به یکی از روزهایی که سرکار می رید فکر کنید. خیلی از مردم به راحتی گیج میشن و تمرکزشون رو از دست می دن با چیزهایی مثل: دریافت ایمیل ها، قرار ملاقات ها، رفت و آمد آدم ها و تماس های تلفنی. این حواس پرتی ها نشون میده که شما تمرکزتون روی هدف اصلی نیست. اگه شما به محل کارتون رسیدین و به این فکر کردین که “امروز چه چیزی رو نیاز دارم که به دست بیارم؟” اون وقت هست که شما یک روز سودمند رو خواهید داشت.
اما اگه شما به خودتون اجازه بدین که به هر جهت جدیدی که در هر لحظه بوجود میاد کشیده بشین (یه ایمیل جدید، یه تماس تلفنی جدید، یه ملاقات کننده جدید)، شما به اون اندازه که باید سودمند نمیشین. شما در جهت هدف اصلیتون کار نمیکنین، بلکه فقط درجهت تکلیف و وظیفه ها کار میکنید.

اگه میخواین که سودمند تر و موفق تر باشین، پس، هدف اصلی تون رو تعیین کنید و انرژیتون رو روی اون متمرکز کنید.

 

منبع: lifehack

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *